مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
21
طب اكبرى ( فارسى )
اسطوخودوس ، افتيمون ، غاريقون ، حجر لاجورد مغسول و سقمونيا ، از هريك مقدار مناسب [ كه ] به آب بادرنجبويه حبّها سازند و بهحسب حال بدهند . [ 38 ] [ فايده ] : سقمونيا كه به پارسى محموده گويند ، بىاصلاح به كار نبرند اصلا ، و طريق اصلاح سقمونيا آن است [ كه ] : بگيرند سيب يا بهى و اندرون آن كاواك [ يعنى تهى ] كنند و سقمونيا [ را ] در كتان بسته [ و ] در وى گذارند ، و باقى كاواكى را از اجزاء مستخرجه پر سازند ، پس آن را در خمير گيرند و در تنور نهند تا كه خمير سرخ شود ، بعده [ يعنى پس از آن ] برآورده [ و ] به كار برند . و اين سيب و اين بهى نيز مسهلى قوى است . اما اگر با بنفشه صلايه نمايند ، كار مشوى مىكند و از اصلاح ديگر مستغنى سازد . و با آب بهى صلايه كردن و به ايارج « فيقرا » يار [ يعنى مخلوط ] نمودن [ نيز ] همين حكم دارد . [ خلاصه اينكه ] طريق اصلاحش بسيار است و در اين مختصر ، به همينقدر كفايت رفت . [ 39 ] اگر رياح در معده متولّد شود ، علامتش : تقدم وجع معده است و سكون صداع به سكون وجع معده و به [ تناول ] اطعمهء نفّاخ ضرر يافتن ، و درد منتقل بودن ، و از تارك سر ابتدا نمودن . و اين علامت آخره [ يعنى آخرى ] در ساير اقسام صداع كه به شركت معده باشد ، يافته مىشود « لمحاذات اليافوخ بالمعدة » . [ يعنى به جهت مقابل هم بودن يا فوخ و معده ] . علاج : تحليل نفخ كنند و مادهء آن را كه بلغم است استفرغ سازند و معده را تقويت دهند . و بهر استفراغ ، آنچه در بلغم گفته شد استعمال فرمايند . و بهر تقويت و تحليل ، « كمّونى » و « فودنجى » و مانند آن تناول كنند . و بسيار باشد كه تقويت و تحليل [ از ] استفراغ بىنياز سازد . [ 40 ] اگر ضعف فم معده سبب صداع شود ، علامتش آن است كه در شكم تهى و پس از بيدار شدن از خواب شب ، صداع ازدياد پذيرد . علاج : هر صباح ، نان در آبغوره يا ريباس يا سماق و يا انار دانه تر كنند و لقمه [ اى ] چند بخورند . « لا يخفى عليك انّ القوابضات المذكورة ، يقوّى المعدة و يسكّن الابخرة و يقمع الصّفراء » « 1 » . و هرگاه مزاج معده با وجود ضعف سرد باشد ، نان را پس از تر كردن
--> ( 1 ) . ترجمه : « مخفى نماند كه قابضات مذكور ، [ فم ] معده را تقويت كرده و باعث تسكين [ صعود ] أبخره [ به دماغ ] شده و صفراء را ريشهكن مىكند » . م .